checkage انگشت گلکسی دوربین سامسونگ

checkage: انگشت گلکسی دوربین سامسونگ اثر انگشت حسگر اثر انگشت اسکنر عنبیه چشم گلکسی اس 8

گت بلاگز اخبار سیاسی و اجتماعی پای جریان بی شناسنامه در میان است / اتفاقات اخیر از زاویه ای دیگر

دکتر ابوالفضل فاتح: در چند روز اخیر کشورمان شاهد اعتراضات و سپس ناآرامی هایی بود که نگرانی هایی را نیز برانگیخت.

پای جریان بی شناسنامه در میان است / اتفاقات اخیر از زاویه ای دیگر

اتفاقات اخیر از زاویه ای دیگر: پای جریان بی شناسنامه در میان است

عبارات مهم : انقلاب

دکتر ابوالفضل فاتح: در چند روز اخیر کشورمان شاهد اعتراضات و سپس ناآرامی هایی بود که نگرانی هایی را نیز برانگیخت.

ابتدا با توجه به ظواهر وشعارهای تجمع اعتراضی مشهد که نقطه شروع ماجرا بود، گفته شد که اعتراض به سیاست های اقتصادی و « نه به گرانی» و ابراز خشم علیه سیاست های اقتصادی روحانی علت این تجمع بوده هست. سپس نظر به گسترش همزمان این تجمعات به چندین شهر کوچک و بزرگ، اظهار شد که این اعتراضات تبدیل به جنبش محرومان شده است و نهایتا با اوج گرفتن شعارهای سیاسی در شب های بعد و خشونت و اغتشاش، عنوان شد که اعتراض مشهد از دست طراحان اولیه آن خارج و با وارد شدن آمریکا، داستان به دست ضد انقلاب افتاده است.

پای جریان بی شناسنامه در میان است / اتفاقات اخیر از زاویه ای دیگر

در پاسخ به این اتفاقات، این نظر عمومیت داشت که اعتراض و نقد از حقوق اساسی همه انسان هاست و اساسا دولتمرد خوب کسی است که گوش شنوایی جهت آراء متفاوت مردمان کشورش داشته باشد. همین گونه بیان شد که خشونت و تعدی به اموال عمومی در همه حال محکوم هست. پاسخگو بودن حاکمان و دولتمردان در قبال مسئولیت هایشان، نیز حقی است که بر عهده آنان در قبال جامعه است.

با اجماع بر این سه توصیه ی فوق، نگاهی به صحبت های بعضی سران جریان دولت سابق در یکی دو ماه منتهی به اعتراضات، جهت نگارنده نکات دیکری را نیز تداعی معانی و شائبه های ایحاد می کند که این جا مطرح می کنم و البته اصرار بر صحت این نگاه خود ندارم . جالب اینکه در هنگام نگاشتن این متن، در سخنان امروز فرمانده سپاه پاسدران نیز این نظر مشاهده شد.

دکتر ابوالفضل فاتح: در چند روز اخیر کشورمان شاهد اعتراضات و سپس ناآرامی هایی بود که نگرانی هایی را نیز برانگیخت.

دولتمردان سابق، پیوسته در پی انتفادات بی سابقه و بسیار تند خود به سران قوا، از این که قاطبه ی مردم به صحنه آمده و افراد مورد انتقاد آنان را جارو خواهند کرد، سخن به میان می آوردند و بی هر گونه مسامحه زبان به ترساندن گشوده بودند. این که آیا آنان صرفا پیشبینی از اوضاع، در آینده نزدیک داشته اند یا این که توصیه ی دیگری در میان بوده، پرسشی قابل تامل است.

با قبول این توصیه که کشور از گسل ها و شکاف های عمیقی زحمت می برد و نقد های جدی به سیاستگذاران در همه سطوح وحود دارد و طیفی ازاعتراضات در وقایع اخیر را هم مشمول بر می شود، در تصور نگارنده دور از ذهن نیست که نه فقط موج اول یعنی تجمع مشهد که موج دوم یعنی اغلب تجمعات بعد از آن که در شب های بعد به صورت همزمان انجام شد، محصول سازماندهی یک تشکیلات باشد که البته به علت حضور بعضی از همفکران همان تشکیلات در بعضی رسانه ها و نهاد های منتقد دولت و آمادگی این رسانه ها و تریبون ها جهت تهاجم به دولت، اجتماعات روزهای نخست، از سوی این مجموعه ها، مورد حمایت وسیع واقع شد. . البته به نظر می رسد به تدریج و با پیوستن معترضانی با خواسته هایی متفاوت و حتی طرفداری از سلطنت رضاشاهی، این جریان از کنترل آن تشکیلات نیز خارج شد و در موج سوم شمایلی چهل تکه پیدا کرد.

اگر همه ی اعتراضات فعلی ، جنبش واقعی محرومان و بدون کار تشکیلاتی و صرفا مبتنی بر وجدان جمعی بود، با توجه به گستردگی محرومان در سراسر کشور باید همه ی شهرهای کشور و طیف بسیار وسیعی از محرومان را مشمول بر می شد و به اصطلاح با جنبش فراگیر محرومان مواجه بودیم که در مناطق فقیر شهری متمرکز بود و نه خیابان ولی عصر. نبود شعارهای مرتبط با این قشر نیز این فرضیه که این امواج، جنبش فقیران است را زیر سئوال می برد. همچنانکه اگر به خوبی بررسی شود شکل گیری تجمعات در حدود 30 تا 40 شهر از 450 شهر کشور آن هم در شهرهایی که جز معدودی، اکثرا سابقه اعتراض سیاسی و شعارهای تند را اصلا نداشته یا کمتر داشته اند، می تواند این تداعی را ایجاد کند که سازمانی در پشت این تجمعات حضور داشته که در این چند شهر تا حدی نیروی مورد نیاز را جهت به صحنه آوردن در اختیار داشته است و به سرعت می توانسته به آنان برنامه داده و آنان را جهت یک وقت مشخص، هم جهت کند.

پای جریان بی شناسنامه در میان است / اتفاقات اخیر از زاویه ای دیگر

با شناختی که از شرکت و جریانات و تشکل های رسمی و آشنا شده است ی کشور داریم و از مواضع آنان در این ایام مشهود هست، هیچکدام از جریانات رسمی کشور در این اعتراضات نقشی نداشته و صرفا نظاره گر بوده اند و جهت بسیاری از آنان غیر منتظره بوده هست. لذا بعید نیست که اساسا این کارها به واسطه دست های پنهان یک تشکیلات و جریان غیر رسمی بی شناسنامه که عناصری هم فکر را در نقاط متفاوت کشور همراه دارد، شرکت یافته باشد. البته آینده حقایق را بهتر روشن خواهد ساخت ولی شاید این تشکیلات، وابسته به همان جریانی باشد که هم با روحانی به عنوان رییس جمهور و هم با قوای دیگر و هم حتی با رهبری انقلاب به روشنی مسئله اساسی پیدا کرده است و سهمی از خود در سیستم کشور نمی بیند و مکررا ترساندن کرده بود که اگر چنان نشود، مردم به صحنه خواهند آمد، و در آخرین بار مورد عتاب سخت رهبری واقع شدند و عجیب که دقیقا این رخداد ها بعد از آن عتاب روی دادند. در اعتراضات نیز می بینیم که شعارها هم علیه روحانی و هم علیه کلیت نظام طراحی شد. البته این جریان در دوران دولتشان، با بخش های بزرگی از پیشکسوتان و جریانات انقلاب مسئله داشت و اسباب بسیاری از بحران ها از جمله همان مناظره معروف را پدید آورد.

اگر از این زاویه به ماجراهای اخیر بنگریم و سهمی احتمالی بر جریان بی شناسنامه در رخدادها قائل باشیم، شاید تحلیل متفاوتی راجع به چرایی و روند و اهداف آن پیدا کنیم، البته این بدان معنا نیست که همه ی معترضان، همراهان آن جریان بوده اند و یا همه این رخدادها برنامه ریزی شده است بود. بسیاری از آنان که بر مرکب اعتراضات سوار شدند مردمانی هستند که از اوضاع موجود در کشور زحمت می برند. قشرهایی که احساس می کنند تحقیر شده است اند و کسی صدای آنها را نمی شنود. و البته بر این مرکب جریاناتی دیگری نیز سوار شدند که اساسا تعلقی به ارزش های نسل های قبلی انقلاب ندارند و متوجه عواقب کارها خود نیستند. بر این دسته باید علاوه کرد اغتشاش گران و وابستگان به بیگانه را.

دکتر ابوالفضل فاتح: در چند روز اخیر کشورمان شاهد اعتراضات و سپس ناآرامی هایی بود که نگرانی هایی را نیز برانگیخت.

امتزاج این بخش های متفاوت است که درک این ماجرا و راه حل آن را متفاوت می سازد و ظرافتی خاص چه در تحلیل و چه در تعامل با آن را می طلبد. ولی در هر صورت نافی آن نیست که اولا در زیر پوست شهر و نسل تازه مسائلی در جریان است که نیازمند توجه و آشنایی و ارتباط منطقی است و از آنجا که آینده کشور را همین نسل جوان می سازد باید جهت امیدهای این نسل فکری اساسی کرد.

دوم: مهم است همه قوای کشور، به شکلی عالمانه و راهبردی، فورا تمام همت خود را به اصلاح ساختاری و زیاد کردن کارآمدی متوجه، و با کاربست شیوه ها و مدیران کارآمد، به داد مردم نیازمند و مظلوم به ستوه آمده از فساد و شکاف طبقاتی و بی عدالتی و قانون گریزی و باندبازی برسند. محرومان همانها هستند که بار مهم انقلاب بر دوش آنان بوده است و امام راحل عظیم الشان بارها و بارها سفارش آنان را به مسئولان داشته اند. باید مطالبات و نیازهای مردمان مظلوم شهرهای دور دست، حاشیه نشینان و جنوب شهری ها جدی گرفته شود و صرفا به مرکز گرایی پرداخته نشود. همچنین شایسته است فضا جهت فعالیت گروه های شناسنامه دار فراخ شود تا نظر ها و نقدها و اعتراضات در چارچوبی قانونی و مسالمت آمیز شرکت یابد.

پای جریان بی شناسنامه در میان است / اتفاقات اخیر از زاویه ای دیگر

در عرصه خارجی نیز انتظار می رود سطح مناقشات و منازعات در حد توان و بنیان های داخلی تنظیم و از ورود به منازعات غیر ضرور به خاص با کشورهای غیر متخاصم پرهیز شود. نفوذ و حضور کشور عزیزمان ایران در منطقه دامنه گسترده ای پیدا کرده و ماهیتا در تعارض آشکار با منافع قدرتهای جهانی و وابستگان منطقه ای آنها قرار گرفته هست. در این حال متناسب با قدرت و گستردگی منطقه ای ، برخورداری از استحکام بنیان های اقتصادی و مدیریتی یک ضرورت هست. تردیدی وجود ندارد که قدرتها، صرف نظر از هر حکومتی که در کشور عزیزمان ایران باشد، به هیچ وجه مایل به تحمل کشوری قدرتمند به نام کشور عزیزمان ایران در چنین منطقه حیاتی از دنیا نیستند و هنگامی که زمینه های داخلی فراهم باشد، آنها نیز دست از مداخله بر نمی دارند چنان که در ماجرای اخیر ترامپ و هیات حاکمه آمریکا رسما به میدان آمدند. قطعا فشارها و تحریم ها با نشانه اوج بردن نارضایتی عمومی و فروپاشی درونی تنظیم شده است است و هرگونه زمینه سازی و گام نهادن به میل خود به سمت آن با هر عنوانی، بدون استحکام بنیان های داخلی، می تواند اشتباهی مهلک باشد.

امروز در نقطه ای قرار گرفته ایم که جریاناتی در قالب اعتراضات نا مشخص، با شعار نامشخص، نشانه و برنامه ی نامشخص و رهبران نامشخص سخن خود را بیان می دارند و متاسفانه سوء استفاده هایی هم صورت می پذیرد و علاوه پاسخ به مطالبات سخت شده است هست، چون مطالبه واحدی بیان نمی شود. یکی از پیگیری به پرسشها اقتصادی می گوید، یکی شعار فرهنگی سر می دهد و دیگری شعار سیاسی، ….و می رسد تا آنجا که کسانی از ناسیونالیسم آریایی و حتی از سلطنت می گویند و … جالب است که شعارهای اساسی مردم کشور عزیزمان ایران حداقل از مشروطه به این سمت یعنی استقلال و عدالت و آزادی در اعتراضات شنیده نمی شود، که باید در تحلیل نوع و دلایل اعتراضات به این مهم توجه جدی داشت. جهت اصلاح این روند چاره ای جز عقلانیت و اخلاق و اقامه گفت و گوی ملی از سوی دلسوزان واقعی کشور و نظام و انقلاب جهت عبور از تهدیداتی که کلیت کشور را نشانه قرار داده، نیست. ای کاش هر چه سریعتر زمینه ای فراهم شود که رهبران مهم دو جناح اصیل انقلاب، بی استثنا و بدون مانع بتوانند در فرآیند گفت و گوی ملی همکاری کرده و در کاستن از گسل ها نقش ایفا کنند. همین جا مورد نیاز است عرض شود، باید نگاهی مجدد به همه وقایع 12 سال اخیر انداخت و ریشه بسیاری از پرسشها داخلی کشور را همین جا جستجو کرد. به زعم نگارنده، این جریان از ابتدا هم انقلابی نبود و همان بود که امروز مشاهده شد.

تمامی شخصیت ها و نخبگان اصیل و با نفوذ که دل در گرو اعتلای این کشورعزیز و تمامیت ارضی آن دارند، اگر می دانند که می توانند از سرمایه اجتماعی خود جهت ارائه تحلیل درست، مهار خشونت ها و آرام سازی اجتماعات در چارچوب قانون و در این حال دعوت مسئولان به پاسخگویی، توسعه روش های اصلاحی و ابرام همگان به اجرای بی تنازل قانون اساسی بهره بگیرند، جای آن امروز هست. در این روزهای غبار آلود وقت ورود آنانی است که دل در گرو این میهن دارند تا هم تمامیت کشور را محفوظ داشته، هم آن دسته از معترضان غیر تشکیلاتی که از عموم مردمند و به هر علت معترضند را به آرامش و پیگیری اصلاح طلبانه هدایت کنند، و هم اغتشاش گران و شرکت های بی شناسنامه پنهان را از سوء استفاده مایوس سازند، و هم دخالت بیگانگان به خاص ترامپ و هیات حاکمه آمریکا را محکوم سازند.

نهایتا این توصیه نیز خوب است بیان شود، اگر نظام رسانه ای رسمی کشور از قدرت و سلامت حرفه ای مورد نیاز برخوردار بود و مسئولیت های خود را بدرستی تشخیص می داد و لابلای قوانین و مداخلات دست و پاگیر چنین نحیف و بی تاثیر نمی شد، و آن وقت بازتاب دهنده واقعیت ها و نقطه تلاقی مردم، نخبگان و نظام بود و و از سوی مسئولان امر بدرستی شنیده می شد و اصلاحات مورد نیاز در کشور صورت می گرفت، اولا امروز شاهد گستردگی ناکامدی ها و فسادها و دروغ ها و در نتیجه کشیده شدن نارضایتی ها به طبقات ضعیفتر جامعه نبودیم. و ثانیا چه بسا نبض افکار عمومی به دست رسانه های بی شناسنامه نمی افتاد و هر دم شایعه و هراسی دامن زده نمی شد. در بسیاری دیگر از کشورها همه ی این رسانه های اجتماعی فعالند و کسی آنها را نمی بندد، ولی مردم خبرشان را از رسانه های رسمی دریافت می کنند، چون به آن اعتماد دارند. در کشور عزیزمان ایران مسئله این است که اعتماد به رسانه های رسمی تا حد وحشتناکی فرو ریخته است.

بسیاری از بحران های داخلی امروز ریشه در گوشهای ناشنوای دیروز دارد. باید مردم را دید و به کرامت و نیازها و مطالبات آنان به درستی عنایت داشت. این فلسفه پذیرش مسئولیت جهت هر مسئولی هست. هنر کشورداری و مدیریت در خوب شنیدن، فهم درست و ایده و اراده ی عوض کردن هست. خسارت از هر سو که وارد شود زمینه ساز تضعیف کشور و موجب طمع بیگانه است.

انتخاب

واژه های کلیدی: انقلاب | انقلابی | رسانه ای | رسانه ها | اعتراضات | شناسنامه | اخبار سیاسی و اجتماعی

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : topsblog